علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
111
آيين حكمرانى ( فارسى )
يعنى آنكه تعهد يك بردهء مسلمان مىتواند براى آنان مايهء تعهد شود . اما ابو حنيفه گفته است : اعطاى امان از سوى برده صحيح نيست ، مگر آنكه به وى اجازهء پيكار داده شده باشد . فصل [ : روش پيكار با دشمن ] ششمين بند از احكام اين فرماندهى روش رويارويى و پيكار با دشمن است . براى فرمانده سپاه مسلمانان جايز است هنگامى كه دشمن را محاصره كرده بر ضد آنان عراده و منجنيق نصب كند ، چنانكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله بر ضد ساكنان طائف منجنيق نصب كرد . همچنين ، براى فرمانده جايز است خانههاى دشمن را بر رويشان خراب كند و آنان را هدف حملههاى غافلگيرانه شبانه يا آتش زدن قرار دهد . اگر هم بريدن درختان خرما و ديگر درختان دشمن را مصلحت بيند و بدين رسد كه اين كار آنان را ضعيف مىكند و زمينهء آن مىشود كه او بتواند به زور بر آنها چيرگى يابد يا آنها را بدان مىكشاند كه به صلح و مسالمت روى آورند ، حق دارد اين كار را انجام دهد . اما اگر چنين كارى را مصلحت نبيند از انجام آن خوددارى مىكند . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله تاكهاى مردم طائف را بريد و اين كار سبب مسلمانشدنشان را فراهم آورد ، و در پيكار با بنى نضير نيز فرمود نوعى از درختان خرماى آن طايفه را كه « زرد » نام داشت و هستهاش از روى گوشتش ديده مىشد و نزد آنان از ديگر خرماهاى نامرغوب دوستداشتنىتر بود ، قطع كنند . مسلمانان اين كار را انجام دادند و يهوديان از آن اندوهگين شدند و گفتند : خرمابنى بريدى و درخت خرمايى آتش زدى . هنگامى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله خرمابنى را آتش زد سماك يهودى در اينباره اينگونه سرود : مگر نه آن است كه ما كتاب ستوده را از روزگاران موسى به ارث بردهايم و از آن برنگشتهايم ؟ و مگر نه آن است كه شما چوپانان گوسفندانى گرسنه و لاغر در دشتهاى تهامه و احنف بودهايد . كه چوپانى را افتخار خود مىپنداشتهايد و روزگار سراسر بر شما سخت گرفته و بر شما ستم رانده است ؟ پس اى شاهدان ، از ستم و از سخنان سبكسرانه دست بداريد . شايد كه سپرى شدن شبها و گذشت روزگاران از آن عادل منصف انتقام ستاند . به اينكه بنى نضير را كشت و كوچاند و نخلستان را كه هنوز ميوهاش چيده نشده بود